دیشب همه کلمه های کهنه رو زبونم مردن و تموم حرفامو با اشکای تازۀ تازه زدم، کوچه های کهنه و تاریک سرگردونی گم شدن و راه هایی پیدا شد که تا دلت بخواد روشن بود. صدای باد که تو گوشم زمزمه کرد فهمیدم وقتشه که به سرعت از پشت همه نقابها و صورتکهای نمایش بیرون بیام و بعدش بقیه راه رو تو تنهایی با تو قدم بزن، خدایا وقتشه قبول کنی چند قدم با من قدم بزنی و از تنهایی و وحشت نجاتم بدی مثل هر شب که از خودم به مهربونی تو پناه می برم.
پیش تو اومدن و با تو حرف زدن، برای من هم شرمندگی و غم داره هم نشاط و هیجان با تو بودن رو، شرمندگی از یه عالمه کارو حرف و آرزو که در شأن انسانی مثل من نبوده و نیست، از اتفاقایی که پر پرواز منو میسوزونه و آسمون رو ازم میگیره، یه حرف بیشتر نمی مونه: منو ببخش، ببخش تا از مناجات با تو فقط شادی و آرامش بگیرم.
خوب می دونم حتی قبل از اومدن و حرف زدنم
میشنوی،
لبخند میزنی
سلام خدا، خوبی؟
خدایا می خوام از دلتنگیام بگم، می خوام از دوری بگم، از خسته شدنم، می خوام بگم فقط ادعا داشتم، می خوام بگم خیلی دلم برات تنگ شده، ![]()
می خوام بگم...
خدایا منو برگردون، خدایا منو بکش به طرف خودت، خدایا صدام کن...![]()
می دونم گوش های من صدای تو رو نمیشنون می دونم چشمای من تو رو نمیبینه ولی آخه تا کی؟
تا کی می خواد این دوری ادامه پیدا کنه؟![]()
تا کی می خواد وضع به همین منوال بگذره؟![]()
خدایا خسته شدم، به خداییت خسته شدم، هر لحظه امکان داره تو منو ببری پیش خودت! آخه من با چه رویی در مقابلت قرار بگیرم؟ اصلا بیام بگم چی؟ بگم همه عمرم با گناه و غفلت گذشت؟ آخه بگم چی؟![]()
خدایا می دونم تو منو به حال خودم رها نکردی و نمی کنی. می دونم این کارای خودمه که منو از تو دور می کنه. خدایا من چیکار کنم؟ چرا اونی که تو راهه نمیاد؟
خدایا می خوای دنیا از اینی که هست بدتر بشه؟ آخه دیگه چقدر؟ چقدر دیگه باید گناه و ظلم و فساد و غفلت بیشتر بشه تا بیاد؟ هر چند حالا بیاد مگه چقدر از ما همراهش میمونیم؟ چقدر از ما پیمان نمیشکنیم؟ اصلا اگه بیاد رومون میشه تو روش نگاه کنیم؟ رومون میشه سرمونو بلند کنیم و بگیم ما شیعه تو هستیم؟ اگه بیاد و بگه برید که فقط ادعا داشتین چی؟ اگه بیاد و بگه دین شما فقط یه لایه ظاهری داشته چی؟ چی داریم بگیم؟ خدایا ازت می خوام تا نیومده درست بشیم ما رو شیعه واقعی قرار بدی. خدایا نزار غفلتای گاه به گاه من بهانه ای بشه برای لحظه به لحظه دور شدن از تو خدایا من از خودم شاکیم. من از خودم به تو شکایت می کنم.
«الهی الیک اشکو نفسا بالسوء اماره»
اگه منو به حال خودم رها کنی.....![]()
اگه من از تو دور بشم.....![]()
اگه این دوری ادامه پیدا کنه.....................![]()
نه خدا تو نمی زاری... تو خیلی مهربون تر از اونی که بنده هاتو .......
نه تو نمی زاری...
خودت می دونی که نمی تونم دووم بیارم، خدایا راحتم کن........![]()
بزار برای همیشه کنارت بمونم، خدایا نابود میشم اگه ........
نمی گویم دستم را بگیر چون گرفته ای
می گویم:
رهایم نکن

شنیده بودم که به بنده هات هشدار داده بودی گرفتار بازی دنیا نشن، شنیده بودم که کل زندگی انسانو به بازی های بچه گانه تشبیه کردی که زود میگذره، شنیده بودم که خبر دادی از حال و روز ما وقتی فرصتمون تموم میشه و داریم اصرار می کنیم ما رو به زندگی برگردون تا جبران کنیم،
شنیده بودم،
همه اینارو شنیده بودم،
خدایا حجت بر من تموم شده، من حرفای تو رو شنیدم، هیچ بهونه ای هم ندارم. ولی خدا!
تو بگو با این غفلت هایی که لحظه به لحظه منو زمین میزنن و با ضعف و فراموشی و حواس پرتی خودم چیکار کنم؟
تو هم عادت کردی که معذرت خواهی و پشیمونی منو هر شب بشنوی،
اصلا این عادت توه که هی ببخشی و هی چشم پوشی کنی، همه لحظه هام ساعت صفره، چون هر لحظه پشیمون میشم هر لحظه هم تو می بخشی.![]()
خدایا دوست دارم
چرا نمی گویند که آن کشیده سر از شوق،
آن بلند اندام
سیاه جامه به تن، دلبر دلیر آن شیر
ندیده روز به آن شب شکاف با تدبیر
ز شاه راه کدامین دیار می آید
و نور صبح طراوت بر این شب تاریک
چه وقت می تابد
در انتظار امیدم
در انتظار امید
طلوع پاک فلق را چه وقت آیا من،
به چشم غوطه ورم در سرشک خواهم دید
بیا،
بیا که دیده ی من،
به جستجوی تو گر از دری شده نومید
گمان مدار که هرگز دری دگر زده است
سپیده گر نزده سر
بیا بلند اندام
که از سیاهی چشمم
سپیده سر زده است
********
ببینم اصلا حواست هست؟
اصلا متوجه گذر زمان میشی؟
یه پنجره اون طرفا هست که ببینی غروب شده و اون دور دورا یه نفر داره روی بوم
هستی چه نقاشیای محشری میکشه؟
یه پنجره اون طرفا هست که تو بعد از یه روز پرکارو پر مشغله دلت واسه ی بعضی
چیزا و بعضی آدما تنگ بشه و بگیره؟
آره یه پنجره اون طرفا هست،
غروب نزدیک است.
سلام
۱
۲
۳
یه شروع دوباره
از پرشین بلاگ
تا بلاگفا
این وبلاگ قبلی منه که به خاطر هک شدن پرشین بلاگ
تعطیلش کردن
خواستین یه سر بزنین


