سلام
نمی دونم از کجا شروع کنم! یه دنیا حرف برای گفتن دارم و قادر به بیان نیستم! خیلی وقته ننوشتم ، خیلی وقته دور شدم، از خیلی چیزا، از خیلی تعلقاتی که همه وجودمو گرفته بود از خیلی لحظه هایی که برای نگذشتن و تموم نشدنشون خدا خدا می کردم. ولی میگذره همه چیز در حال گذره اگه از دست بدیم دیگه تمومه، دیگه رفته و کاری هم نمیشه کرد. بارها و بارها این برام اثبات شده که این دنیای مجازی تو خیلی مسائل و جاها بهم کمک کرده و خیلی چیزا بهم داده با اینکه گاهی ازین دنیا خسته میشم و دلم میخواد یه مقدار ازش فاصله بگیرم.
ولی انصافا وقتی یه مدت طولانی میگذره انگار با دور شدن از این دنیا، از دنیایی که برای خودم ساختم هم خیلی دور میشم. قبلا دوست داشتم انقدر مشغله داشته باشم که وقتی شب می خوام بخوابم نفهمم کی خوابم میگریه ولی همیشه از خدا می خواستم هیچ وقت این مشغله طوری نشه که فراموشش کنم یا حالی برای مناجات باهاش رو نداشته باشم...
دقیقا همونطور شد که می خواستم همون مشغله ها و درگیریهایی که باغث میشد برای یک ساعت خواب له له بزنم ولی...
ولی اون حال مناجات دیگه مثل قبل نبود دیگه جونی برای مناجات و حسی برای احساس باقی نمیگذاشت. اوایل چرا، حتی تو اوج خستگی هم تمام نیرومو به کار میگرفتم و تازه لذت هم میبردم که با اینهمه خستگی بازم مناجات برام شیرینه ولی...
برای خیلیا این سوال پیش میاد که ما که اصلا نمازی که میخونیم رو نمیفهمیم پس برای چی بخونیم! حتی گاهی برای خودم هم پیش اومده که من نمازمو خودمم قبول ندارم چه برسه به خدا! پس دیگه این استمرار برای چیه؟
ولی به جوابم رسیدم، خودم رسیدم، چون اعتقاد دارم آدم تا خیلی چیزا رو خودش بهش نرسه نمیتونه درکش کنه. من به این نکته که چرا باید نماز استمرار داشته باشه حتی اگه نفهمم چی دارم میخونم رسیدم (البته دلایلشو زیاد شنیده بودم ولی اینکه آدم خودش بهش برسه خیلی فرق میکنه).
می دونین! به نظر من نماز مثل درختای یه جنگل میمونه که وقتی سیل میاد همین درختا از سیل جلوگیری میکنن درسته که هرچه درخت ضخامتش بیشتر باشه و ریشه های محکمتری داشته باشه بیشتر از سیل جلوگیری میکنه ولی همین درختا و ساقه های نازک هم به اندازه خودشون از سیل جلوگیری میکن! قبول دارین؟
سال نو داره میاد نمیدونم چقدر خودتونو برای سال جدید آماده کردین زیاد وقت نداریم ولی امیدوارم سالی که در پیش داریم سالی باشه که توش هر لحظه ای که از عمرمون میگذره بیشتر به خدا و امامون نزدیک بشیم.
یه سال دیگه هم گذشت و آقامون نیومد. ولی انصافا بیایم یکم فک کنیم! ببینیم اگه بیاد ما جز یارانش هستیم؟ خیلی وقته که خجالت میکشم وقتی تا از خدا طلب ظهورشو میکنم. چون میدونم بنده خوبی براش نبودم.
می ترسم بیاد، میترسم بیاد و من دستام خالی باشه.... می ترسم بیاد و نتونم تو روش نگاه کنم... می ترسم خیلی می ترسم.
برام دعا کنید برای همه دعا کنید.
برای همه اونایی که دلشون می تپه برای یه لحظه دیدنش دعا کنید.
برای ظهورش دعا کنید.
سبز باشید
در پناه حق
التماس دعا
.........
..............
.................
اگه هر کاری که انجام میدیم رو به آینه باشه و خودمونو ببینیم مطمئنن
خیلی از کارایی که تا حالا انجام میدادیم رو دیگه نمیدیم.


