همه حرفهایم به یک گوشه نگاه تو می ارزد، همه دردهایم،
بغضهای هر شبم به اندازه یک لحظه مهربانی تو نیست. صدایم
می گیرد، لبخندهایم تمام می شود اما می دانم تو در کنارم هستی!
می دانم وقتی تو در کنار منی شور وشادی رنگ دیگری دارد،
سالهاست برایت می نویسم، از لبخندهای تو، مهربانی های تو، از تو
می گویم، و هنوز که هنوز است دلم آرام نشده.
بعضی وقتها دلم میگیرد، تو در کنار منی و من از وصف تو ناتوان.
یا رفیق من لا رفیق له
برایم همه چیز بوده ای خدای مهربانم، سنگ صبور، رفیق، محبوب و خدا.
من با مهربانی تو بد کرده ام و فقط از تو خوبی دیده ام.
یا رفیق من لا رفیق له
تو با مهربانیت به من رفاقت آموختی
یاریم کن تا ابد رفیق تو بمانم.
**************
قصه را دوباره شروع می کنیم تا غصه نماند، رنگ می بازد هم چیز کنار
بزرگی نامت ای خداوند پاک ای مهربان، نام وقتی بین کلام من است
حرفهایم را تر و تازه نگه می دارد. پاهایم خسته است، پاهای خسته ام
تمام راه ها را می پیماید شاید به تو برسد بی آنکه بداند رسیدن اصلا
مهم نیست مهم آن است که به سمت تو، به طرف تو حرکت کنیم.
مهربانا غصه از نام بزرگت هراس دارد قصه را شروع می کنیم تا غصه نماند.



