تبليغاتX
آرام آبی من

آرام آبی من

کلام

خسته که میشی دلت یه چیزی می خواد، دلتنگ که

 میشی دلت یه چیزی می خواد، گاهی بی قرارم که

میشی باز دلت یه چیزی می خواد، نه مثل همیشه،

نه مثل همیشه این بار،

شاید از جنس آسمون

آره از جنس آسمون.

                          **********

خدایا، با تو حرف زدن بهونه نمی خواد اما من همیشه

 با بهونه هام به درگاهت میام، با تو حرف زدن لغت نمی

خواد ولی من زمان مناجات مدام دنبال بهترین و فاخرترین

 لغات میگردم، می دونم برای تویی که گفتی (ادعونی

استجب لکم) فقط خوندن مهمه، نه چطوری خوندن، بزار

این لغات رو کنار بزارم اگر بینمون فاصله میندازه، می خوام

با دلم صدات کنم.

                       ************

خدایا اگه منو بخوای راه نیایش با خودتو برام باز میزاری،

 منو دعوت میکنی، میدونم قرارمون این نبود که دوری و

کم کاری خودمو بندازم گردن تو، ولی برای کسی که

 زنجیرهای خستگی و بیچارگی زمین گیرش کرده چه

چاره ایی میمونه جز اینکه بیاد و پیش تو شکایت کنه،

بازم گشتم و کسی رو مهربون تر از تو پکه شنوای همه

شکایتها و بهونه گیریهای من باشه پیدا نکردم، پس بازم

 اومدم و حتی دیر اومدنمو هم گردن تو انداختم. اومدم

 راس ساعت صفر، چون می دونم فرصت من دوباره بعد

از نیایش با تو شروع میشه. همه چیز از نو شروع میشه.

ساعت صفر ثانیه های آشتی و آرامش من شروع میشه،

 ساعت صفر لحظه ایه که خداییت رو دوباره به رخ من میکشی

و آرزوهای خوبم دوباره شروع میشه.

 

                   

                   ای کریمی که از خزانه غیب       گبر و ترسا وظیفه خود داری

                   دوستان را کجا کنی محروم    توکه با دشمنان چنین نظرداری

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت13:20توسط ندا |