تبليغاتX
آرام آبی من - خلوت شب

آرام آبی من

خلوت شب

خدای من! شب فرا رسید و صداها خاموش شد ستاره ها در حال غروب کردنند

و چشم ها به خواب رفته اند و هرکسی با محبوبش خلوت کند و من با تو خلوت

گزیدم.

                   

 

* ای معشوق من، خلوت مرا با تو در امشب موجب آزادیم از آتش قرار ده.

خدای من!  این شب می رود و این روز است که آشکار می شود. کاشکی

می دانستم که شب مرا از من پذیرفته ای تا خوشحال باشم، یا نپذیرفته ای

تا غمگین باشم و خود را تسلیت دهم.

به عزت تو سوگند، اگر مرا از درگاهت برانی دور نمی شوم. به جهت محبتی

که از تو در دل من است.

                                           برگرفته از کتاب و خدایی که همین نزدیکی است

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت19:26توسط ندا |